چند روز پیش در مترو کرج نشسته بودم که یکی از دست فروشها که معلول بود و خوب هم نمی تونست حرف بزنه و اسکاج هم می فروخت با سرو صدا و غرو لند آمد بالا ، گویا با کسی مشاجره داشته. می گفت توحضرت علی رو می شناسی اسم آقا رو بر زبون میاری ،تو معجزه دیدی ،توفقط شنیدی معجزه ندیدی .
جالب بود خیلی محکم از معجزه صحبت میکرد.
والا این دست فروشای متر هم خیلی دیگه رو مخ راه میرن، تازگیها خیلی زیاد تر شدن و چند نفری با هم شروع می کنن به تبلیغ کالای خودشون . سروصداشون سرسام آور شده .دقیقا موقع خستگی که آدم می خواد چشماشو رو هم بگذاره باید سروصدای اونا رو تحمل کنه
پاییز...ما را در سایت پاییز دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 92